فصل پانزدهم‌


عصر بطليموس‌
(نيمهٴ اول سدهٴ دوم‌)

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ اول سدهٴ دوم‌. ب‌. زمينهٴ ديني‌. ج‌. فلسفهٴ هلنيستي‌. د. رياضيات رومي و هلنيستي‌. ه. نجوم هلنيستي و چيني‌. و. فيزيك و فن‌آوري رومي‌، هلنيستي و چيني‌. ز. جغرافياي هلنيستي‌. ح‌. طب هلنيستي‌، رومي و هندي‌. ط. تاريخ‌نويسي رومي و هلنيستي‌. ي‌. قانون رومي‌. يا. زبان‌شناسي چيني و يوناني‌.

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ اول سدهٴ دوم‌

1. احياي علم كه در سدهٴ پيش به صورت اميدبخشي آغاز شده بود، در اثناي سدهٴ دوم‌، در بالاترين حدي كه انتظار مي‌رفت به نمو كامل خويش رسيد. مسلماً آن قرن را عصر زرين علم‌ يونان و رومي بايد دانست‌.

2. زمينهٴ ديني‌. دربارهٴ تكامل يهوديت و مسيحيت در آن ايام از لحاظ ما چيزي براي گزارش‌ نيست‌، جز اين كه تحرير و ترجمهٴ عهد عتيق و انجيل‌ها به تدريج تدوين و تكميل مي‌شد، و در فصل بعدي بدان‌ها خواهم پرداخت‌، مخصوصاً به ترجمهٴ عهد عتيق از عبري به يوناني به وسيلهٴ آكويلا در حد 128.
در اين اثنا آيين بودا دست‌خوش تغييراتي اساسي شد. درخور توجه است كه آشواگوسا، كاهن اعظم‌، كه در زمان كانيشكا (حدود 120 تا حدود 162؟) برآمد، مؤسس آيين ماهاياناي‌ بودايي لقب گرفته است‌. خواه اين عنوان درست باشد يا نه‌، آشواگوسا، كه از بوداييان و شعراي‌ بزرگ سانسكريت بود، آموزه‌ها و برداشت‌هايي را ابراز مي‌كند كه همان‌قدر با بوداييگري قديم‌ فرق دارد كه تعليمات و احساسات عهد جديد با عهد عتيق مغاير است‌.

3. فلسفهٴ هلنيستي‌. اپيكتتوس‌، يكي از شريف‌ترين نمايندگان آيين رواقي در سنين پيري‌ خويش‌، در نيكوپوليس به ايراد مواعظ يا گفتارهايي پرداخت كه به وسيلهٴ آريان مورخ ثبت و